2 مهر 1387 0:0خداوند متعال وقتي در قرآن مجيد ماه رمضان را به عنوان ماه روزه معرفي ميكند، آن را به خاطر نزول قرآن شرافت ميبخشد و وقتي شب قدر را معرفي ميكند، آن را به خاطر نزول قرآن مقدس ميشمارد. شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن «ماه رمضان كه قرآن در آن نازل شد»، انا انزلناه في ليلهالقدر و ما ادريك ما ليلهالقدر، ليلهالقدر خير من الف شهر «ما آن را در شب قدر فرو فرستاديم و تو چه داني كه شب قدر چيست، شب قدر شبي است كه ارزش آن از هزار ماه بيشتر است». از معناي اين آيات ميتوان دريافت كه نزول قرآن چنان امر باعظمتي است كه هم شب قدر و هم ماه رمضان را بر ساير شبها و ماهها برتري و فضيلت بخشيده و بر هزار ماه برتري داده است. هزار ماه حدود هشتاد و سه سال است يعني برابر يك عمر نسبتاً طولاني. اين شب قدر چه شبي است كه ارزش آن از يك عمر هشتادوسه ساله بالاتر است؟ مسلماً ارزش آن را بايد در عظمت قرآن جستوجو كرد. همان كتابي كه «هدي للناس و بيّنات من الهدي و الفرقان» است. كتابي كه هدايتگر انسانها و روشنكنندهي راه راست و آشكاركنندهي حق از باطل است. آري همواره راه راست با بيراهه مشتبه ميشود و حق و باطل درهم ميآميزد. فرقاني از جانب حق بايد تا راه از چاه بازشناخته شود و حق از باطل جدا گردد و قرآن كريم همان فرقان الهي است. يك شب از عمر انسان كه در پرتو حق بگذرد و بر صراط مستقيم طي شود، با ارزشتر از هشتادوچند سال عمري است كه در گمراهي و بيخبري و دوري از حق سپري شود. هشتاد سال شب را به روز و روز را به شب رساندن و خور و خواب و بيهودگي را تكرار كردن چه ارزشي ميتواند داشت؟ قدر و شرف هر كسي در پيشگاه الهي به ميزان شرافت قلب اوست و منزلت قلب به مراتب تجلّي انوار الهي است در آن، عليالخصوص تجلي نوري كه او روحِ ارواح است و قلبِ قلوب، نقطهي شهادت و غيوب است و كاشف كُروب، زايلكنندهي عيوب است و آشكاركنندهي سرّ پنهان و اين نور، چيزي جز نور حق و حقيقت نيست. در حقيقت، اگر قدر حق بر دلي نزول كند، همهي قدرهاي عالم از آن دل رخت بربندد، شب نكرهاش به روز معرّفه درآيد و جهل مجملش تبديل به تفصيل علم شود، قدم در بساط اخلاص نهد و به كلي از ماسوي و محبوبيتهاي كذايي بگذرد و در مجامع جمعيت، در محراب فردانيت معتكف شود و بُعدش قُرب گردد كه قدر هر كسي به نسبت قرب اوست به حق و دوري اوست از غيرحق. آري قدر و شرف را بايد در درون خود جستوجو كرد نه در اجزاي بيرون از وجود خود، اين است كه بزرگان فرمودهاند: «اي انسان تو خود قدري، خود را درياب» كسي كه قدر خود را يافت و بدين مقام رسيد، هر شب او قدر و هر روزش عيد و قول او سديد و دل او بر بساط علم مطلقيه منبسط، ناسوت او به رنگ لاهوت درآمده، ملكوت و جبروتش يكي است. اينها همه وقتي حاصل شود كه دل از پرتو حق نور گيرد و ارزشهاي الهي بر جان انسان نشيند و باطل از ميان برخيزد. بايد دانست كه سرچشمهي همهي حقايق در همان دو ميراث ارزشمندي است كه رسول خدا (ص) براي مسلمانان برجا گذاشت و در روزهاي آخر عمر خود مردم را به آنها سفارش كرد: «كتاب الله و عترتي» شبهاي قدر، يادآور شهادت جانسوز امام علي (ع) آن دستپروردهي ممتاز پيامبر و پيشواي عدالتگستر و نخستين امام معصوم ما شيعيان نيز هست. هم او كه قدر خود را خوب شناخت و قدر انسانيت را به ديگران شناساند. مردي كه لحظهاي از عمر شريفش از حق دور نيفتاد و سختترين امتحانات الهي را پشت سر نهاد و با سيرهي عملي خود راه چگونه زيستن را به بشريت آموخت. مردي كه چنان غرق درياي وحدت و متوجه به حق جلّ و علا بود كه هيچ نميخواست جز خدا و هيچ نميديد غير از خدا. هر كه خواهد راه سعادت ابدي را بپيمايد و درّ گرانبهاي حقيقي را از درياي حقيقت و معرفت بجويد، بايد مِهر آن حضرت را بر صفحهي دل نقش كرده و با برق وِلاي او خانهي دل را روشن سازد. اي اميرالمؤمنين، اي فرزند ابيطالب، اي نور ديدهي حبيب خدا، اي وجود مقدس، اي آرام دل ما درود بر تو. اي محبوب خدا، تو به آن مقام رسيدي كه منصب مولايي را به اذن پروردگار متعال به وسيلهي حبيب خدا بر تو ارزاني داشتند. اي محبوب الهي، اين چه حقيقتي بود كه زنجيرهاي علايق بر دست و پاي جان تو نپيچيد؟ چه حقيقتي داشتي كه دنيا، تجمّلات و مقامات آن و انواع امواج نفساني به سراغ تو آمد، لكن از هراس حرّيت تو نتوانست به منطقهي روح تو نزديك گردد. منطقهي دل خود را و ارادهي خود را بر همه بستي و تنها تو بودي و خدا بود. از خداوند متعال ميخواهيم كه به ما توفيق شناخت قدر خويش و توفيق شناخت قرآن و پيروي از اميرالمؤمنين علي(ع) را عنايت فرمايد.
معرفي | محصولات فرهنگي | كتاب الكترونيك | آموزش و پژوهش | خبرنامه و نشريات | اتاق بحث و گفتگو | سايتهاي مرتبط نظرات و پيشنهادات | نقشه سايت | ارتباط با ما